اولیه آسایش داخلی هنر

من می خواهم به معنی سعی کنید پخت نان خمیر ترش برای سال. همه آن را در زمان جهانی همه گیر به من برای شروع است. در نزدیک به دو ماه پس از منطقه خلیج دستور ساکنان آن در داخل خانه برای ما همسایگان ایمنی و من موفق به محور یک مستعمره از زندگی مخلوقات از ساده دوغاب از آرد و آب است. در حال حاضر هر آخر هفته من بیرون من مقیاس آشپزخانه و شیشه شامپانی لجن لغزش صحن خیاط ساخته شده توسط من برای من بیش از سر من و مجموعه ای در مورد پخت یک قرص نان ترد.

به عنوان COVID-19 نابسامانی جوامع در سراسر ایالات متحده و ما مجریه استوکس شعله های آتش از این بیماری همه گیر به سوخت منافع خود من در نظر گرفتن راحتی در بازار داخلی هنر. و من به تنهایی نیست. بسیاری از مجازی جوهر شده است ریخته درباره ناگهانی اهلی آمریکایی کارگر یقه سفید. در خود من در حوزه اجتماعی تقریبا هر کس پخت و پز است و گر چه هنر به عنوان اگر زندگی ما وابسته به آن است. (که در یک حس خاص انجام می دهند.)

برای من این است که خاک آشنا. این کمتر از یک سال پس از من گذشته بود در اینجا پخت و پز و دوخت راه من از طریق عدم قطعیت و غم و اندوه. تا زمانی که من دیدن دوستان و همکاران به اشتراک گذاری عکس ها از لایه کیک و بافتنی شال من همهمه با به رسمیت شناختن. این است که مسائل اولیه.

برای نیمه اول سال 2019 به من کمک کرد برای مراقبت از پدر من از طریق مراحل نهایی بیماری ترمینال. او خود را صرف نهایی سال در داخل و خارج از بیمارستان موجب ویرانی یک غیر منتظره عارضه پس از دیگری. در اواسط ماه مارس او تا به حال خونریزی بود و با عجله به اتاق اورژانس; ما نمی دانیم که آیا او خواهد زنده ماندن در شب. این فولاد تیم کار می کرد تا زمانی که به ساعت اندکی از صبح تا خونریزی متوقف شود و صرفه جویی در زندگی خود. اما به عنوان ما نشسته در اطراف تخت ICU روز بعد آن را برای ما روشن است که او در زندگی در زمان قرض گرفته شده.

من از بیمارستان به خانه آمد که بعد از ظهر احساس واپیچیدن کردن و سنگین متلاطم دیگری با احساسات من نمی تواند هضم کند. من جدید خیاطی — هدیه ای از مادر بزرگ من — sat استفاده نشده روی یک میز در گوشه ای. گربه من گرفته بود به صعود در بالای آن و جویدن دوک. من در علائم دندان در سفید پلاستیکی و فکر کردم: “این دستگاه نیاز به یک پوشش است.” بنابراین من کشیده یوتیوب, آموزش برداشت برخی از پارچه و نخ و شروع به دوخت. من متوقف نمی برای بخشی بهتر از یک سال است.

به عنوان پدر من کاهش یافته است من انداخت خودم را به داخلی خلاقیت است. من دوخته پیش بند و عینک آنها را در حالی که دسته ای-پخت و پز و گرما-و-خوردن وعده های غذایی برای مادرم و من بود. زمانی که من می خواهم بیشتر پیش بند از من می تواند منطقی پوشیدن خودم شروع کردم به آنها دور دادن به خانواده و دوستان است. پدر و مادر من 30 ساله potholders عینک بنابراین من ساخته شده جدید. من دوخته حمل و نقل کردن کیسه در آورده و آنها را به فروشگاه سه در یک زمان بهتر به انجام تمام تولید گوشت و من ناگهان پخت و پز با تمام آرد و کره را من به سرعت از طریق رفتن. بعد از پدرم فوت کرد من خودم آموخت که چگونه به قطعه لحاف بلوک ساخته شده و سه لحاف تاپ در فضا از تابستان است.

این یک نوع دیوانگی من هرگز قبل از تجربه کرده و من فکر می کردم یک مقدار زیادی در مورد آنچه که از آن ساخته شده به طوری شدید. بخشی از آن را ضرورت درک یا واقعی: من دوخت و ماشین آلات مورد نیاز یک پوشش, بنابراین من ساخته شده است. من دوخته پیش بند چون من نیاز جدید پیش بند. من محکم و قابل شستشو حمل و نقل کردن کیسه به جای شل و ول freebie آنهایی که ما می خواهم انباشته شده در طول سال. من پخته شده به دلیل, خوب, خانواده من و من نیاز به غذا خوردن.

همچنین در مورد سرگرمی و یا حواس پرتی یا هر دو. برای ماه ها در پایان من صرف تقریبا تمام وقت من یا caretaking در خانه پدر و مادر یا recuperating در خانه. من نیاز به راه هایی برای اشغال مغز من و دست من به طوری که زني امواج خشم و غم و اندوه در اطراف لبه ها نمی سر و صدا و غرق من. و من نیاز خلاق رسانه: من نوشتن چون همه چیز من می خواستم برای نوشتن احساس بیش از حد خام و نامشخص قرار داده و به عبارت بنابراین من کانال که انرژی را به سبزیجات و گلدوزي پنبه به جای.

این نه یک حادثه که خلاقیت من زد به “کار زنان” — فعالیت هایی که به شدت محدود تا با مراقبت از دیگران است. هر آنچه که رزرو من در این مورد من می خواهم اگر من دروغ گفت: من چیزی از غرقه شدن ضربه به پرورش. پرستاری پدر من نمی آید به طور طبیعی به من; من distractible بی تاب و بی میل. من اغلب در سمت چپ من مراقبت شیفت احساس مانند یک شکست. با صرف ساعت ها در آشپزخانه و یا در خیاطی, من می توانم خودم را متقاعد کند که داخلی مهارت های من شده بود و حد عالی رساندن از دوران کودکی تا به حال مرا ترک ها در کامپیوتر است.

در یک ویرانگر و بی ثباتی در زمان ساخت مواد غذایی و کالاهای خانگی احساس بتن و دست یافتنی است. من را نمی تواند پدر من دوباره سالم و یا حفاظت از او را از درد و رنج و یا التیام درد و غم و اندوه منشعب از عزیزان من. اما من می تواند یک صحن است که محافظت از لباس من از لکه ها و یا حمل و نقل کردن کیسه است که می تواند حمل یک هفته به ارزش غذایی و یا تغذیه ناهار که استفاده می شود تا باقی مانده از یخچال و همچنین طعم خیلی خوب است. من می توانم این کارها را انجام, این, خلاق, و همه چیز عادی و نتایج به نگه داشتن در دست من پس از آن. من می توانم با استفاده از آنچه که من تولید شده برای کمک به مراقبت از کسانی که در اطراف من حتی به عنوان من می دانستم که هیچ یک از ما خواهد بود کل دوباره برای مدت زمان طولانی.

در سراسر پدر من بیماری های نهایی و من غصه دار برای او و پس از او درگذشت و همه چیز با دست های من لنگر من. و اکنون که موج جدیدی از غم شکستن — در این زمان بیش از کل کشور ما — من خودم بازگشت به قانون داخلی ایجاد شده است. من تمایل پشتکار به من استارتر خمیر ترش هستم و خودم آموزش کامل خمیر نان احساس می کند مانند زیر انگشتان من. من شروع به آزمایش با من دوخت لباس های خود را — یک پیش بند یک دایره در دامن یک جفت از تابستان کوتاه. من حتی خودم یک صحن جدید در هفته گذشته فقط به خاطر من می تواند.

آن را به هیچ وجه نزدیک به اندازه کافی برای فرو نشاندن خشم و ناامیدی در قدرت که می شود. آن را نمی خواهد به زندگی دلیلی از دست داده و به COVID-19. اما آن را کمک به من و بسیاری از مردم من می دانم نگه دارید در حال حرکت رو به جلو به زمین امواج و roils زیر پای ما.

می خواهید بیشتر ضروری تفسیر و تجزیه و تحلیل مانند تحویل مستقیم به صندوق پستی خود را? برای ثبت نام در این هفته “امروز بهترین مقالات” عضویت در خبرنامه اینجا.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.net

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>