من صحبت کردن در برابر آزار و اذیت جنسی در حال بارگذاری. پس بود و وحشتناک تر از هر چیزی من رو قبل از

در ماه فوریه سال 2017, من منتشر شده یک پست وبلاگ در مورد تجربیات من با آزار و اذیت جنسی و تبعیض جنسیتی در حال بارگذاری جایی که من به تازگی در سمت چپ نقش من به عنوان یک مهندس نرم افزار. در آن توضیح داده شده از یک سال و اشتغال آغاز شد که با جنسی گزاره از مدیر من و تنها رشد بیشتر تحقیرآمیز و تضعیف روحیه از وجود دارد. پست رفت و به سرعت ویروسی ضربه زدن به گفتگو در مورد سیستماتیک تبعیض در سراسر دره سیلیکون.

آنچه که من نوشتم جهان را تغییر برخی از گفت: برای اولین بار یک زن در حال صحبت کردن در مورد بدرفتاری جهان به گوش او راه می رفت دور صدمه ندیده است. و در آن روز های اولیه آن را واقعا به نظر می رسد که من تا به حال تبدیل جداول و من شروع به تعجب می کنم اگر بیشتر از ترس من شده بی اساس است. به نظر می رسید بیش از حد خوب درست باشد. و آن بود. من به زودی jolted از افکار پوچ و من بیدار به یک کابوس.

آن آغاز شده و با داستان های عجیب و غریب از خانواده و دوستان و آشنایان. خبرنگاران بوده و تماس با آنها را از یک روز و برای درخواست اطلاعات در مورد من اما در حال حاضر آنها نیز در حال تماس با افرادی که به نظر نمی رسد به خبرنگاران در همه, که سوال در مورد زندگی شخصی من, سوالات در مورد گذشته من است.

در ابتدا آن عمدتا بستگان و دوستان از دره سیلیکون که تماس گرفته بودن اما سپس آنها—هر کس “آنها” بودند—شروع به تماس با مردم من تا به حال گفته شده در سال های مثل همسایه من تا به حال دیده نشده از آنجایی که من یک نوجوان بود. “کسی را حفر واقعا عمیق بر شما سوزان” همسایه گفت: “و این ترسناک چگونه دور برگشت آنها در حال رفتن.” هر کس در تلاش بود به حفاری تا خاک بر روی من بود رفتن به عمق تاریخ من صحبت کردن به مردم که من را فراموش کرده من حتی می خواهم شناخته شده است. من نمی دانم که در تلاش بود برای به دست آوردن این اطلاعات و من نمی دانم که چگونه آنها قادر به پیدا کردن خیلی در مورد من گذشته است. من نمی دانم آنچه را که آنها به دنبال آن بودند و من نمی دانم آنچه را که آنها در حال رفتن به پیدا کردن. این وحشتناک بود.

در نهایت محققان خصوصی آغاز شده رسیدن به من به طور مستقیم. در آن زمان من به ندرت جواب تلفن من اما یک روز وقتی که من در حال انتظار برای یک مبلمان تحویل و انتظار شرکت مبلمان برای تماس با من دریافت تماس از یک شماره به رسمیت نمی شناسد و من به آن پاسخ داد. یک زن بود و در خط. او به من نام او را شناسایی خودش را به عنوان یک محقق خصوصی ادعا کرد که او مشغول به کار بود در یک مورد در برابر بارگذاری و از من خواست به او کمک کند. من کاهش یافته و با خنده و سپس انجام برخی از کار پلیسی خود من; یک جستجوی سریع در گوگل نشان داد که PI شرکت که او را برای کار استخدام شده بود در گذشته برای موارد که در آن مردم در تلاش برای بی اعتبار ساختن قربانیان سوء رفتار جنسی.

من در حال حمله در جبهه های دیگر بیش از حد. گوشی من خواهد بود “دینگ” هر زمان که من یک دو فاکتور تأیید هویت متنی متعلق به من ایمیل یا حساب های رسانه های اجتماعی که بدان معنی است که کسی در تلاش برای دسترسی به آنها. من تغییر کلمه عبور غالبا و در نهایت یک گوشی دوم برای 2FA متون, اما این کافی نیست. My Facebook account هک شد چندین بار عنوان شد و چند حساب ایمیل من استفاده می شود در سال است. در حدود همان زمان من جوانتر خواهر Facebook حساب کاربری هک شد. لحظه ای که او به من گفت که شخص دیگری بدست کرده بود به حساب من وارد شده و نگاه به پیام من به تازگی او را فرستاده است. من به تماشای در وحشت به عنوان آنها رفت و از “خوانده نشده” به “خوانده شده است.”

من شروع به شنیدن شایعات در مورد خودم و انگیزه در نوشتن پست—شایعات بودند که اغلب همراه با عبارات مانند “کسی به Uber” “کسی که نزدیک به هیئت” یا حتی “کسی در حال بارگذاری.” اولین شایعه شنیده بودم آمده بود از یک خبرنگار که به نام من در اواخر فوریه برای دیدن اگر من می توانم تایید می کنند چیزی که Lyft پرداخت کرده بود من برای نوشتن توهین آمیز یک پست وبلاگ در مورد رقیب اصلی خود را. آن را به وضوح نادرست و به من گفت: خبرنگار ، ظرف چند روز شنیدم نسخه از همان شایعه از دیگر خبرنگاران از مردم در صنعت فن آوری و از کارکنان در حال بارگذاری تمام محور در Lyft پرداخت من برای نوشتن پست وبلاگ.

به محض این که این شایعه فوت کردن یکی دیگر به سرعت در جای خود: که قدرتمند سرمایه گذاران در دره سیلیکون بوده و مسئول نوشتن پست وبلاگ و ساخت آن را به ویروسی; در برخی از نسخه های این شایعه که “افراد قدرتمند” شد و سرمایه گذاران در, Lyft, گوگل, یا شوهرم در شرکت. یک خبرنگار از خودی کسب و کار نوشت: در یک ایمیل (که من هرگز در پاسخ به) که او در پوشش یک “تئوری توطئه که کسی مربوط به خود را به شرکت تشویق شما برای ارسال پست و سپس به کمک آن به ویروسی بعد از شما آن را نوشت.”

ویژه داستان
از “عشق کور است’ به ‘دایره’ Netflix است Terrifyingly خوب در تلویزیون واقعیت
این پرچم در حال اهتزاز است ساختمان یک واقعیت امپراتوری بر پایه بینندگان اعتیاد آور ترین انگیزه است.


به عنوان وحشتناک و خشم به عنوان تحقیقات و شایعات بودند چیزی بود که به عنوان ترسناک به عنوان در حال دنبال شدن است که آغاز شده اتفاق می افتد و در مدت کوتاهی پس از من منتشر شده نوشته است که فوریه. من متوجه یک ماشین عجیب و غریب پارک شده در بیرون خانه. زمانی که من راه می رفت از خانه من به بارت ایستگاه در راه من به دفتر من می خواهم اغلب همان ماشین درایو گذشته من است. (و یا آن را واقعا همان یکی است ؟ من تعجب می کنم.) هر زمان که من سمت چپ من نمی توانستم لرزش احساس بود که من به دنبال داشت. با خودم می گفتم که من تصور آن است.

سپس یک بعد از ظهر در اوایل ماه مارس, من ترک کار زودتر از معمول است. همانطور که من راه می رفت پایین و برگشت مرحله و تبدیل گوشه سمت خیابان متوجه شدم یک مرد پرش—به عنوان اگر در تعجب و شروع به راه رفتن پس از من. من تغییر جهت همانطور که من راه می رفت پایین رفتن سمت خیابان و هر زمان که من نگاه به عقب, من تو را دیدم او را پس از یک فاصله کوتاه ، من در نهایت ducked به کل مواد غذایی و تماشا به عنوان او راه می رفت گذشته آه امداد. اما زمانی که من رفت و برگشت به مرد شد با تکیه بر یک درخت نگاه کردن در پیاده رو. من تا به حال به راه رفتن گذشته و او پس از نزدیک در پشت تا زمانی که او نقل مکان کرد و جلوتر از من متوقف شد تبدیل به اطراف و نگاه درست به من. وحشت رز در گلو من و من احساس ضربان قلب من با صدای بلند من می تواند آن را بشنود. من به اطراف نگاه برای پلیس امیدوار به پیدا کردن کسی, هر کسی که می تواند کمک کند. سپس من پیچ و مهره ای به عنوان سریع که من می توانم پایین خیابان به ایستگاه بارت و بر روی یک قطار.

که اولین بار بود که من می دانستم که من قطعا به دنبال داشت و آن نبود گذشته است.

من نمی دانم چه کسی یا چه چیزی من بود تا در برابر. من مشکوک آن را بارگذاری هر چند در آن زمان من تا به حال هیچ شواهد بتن به که. چند محققان امنیتی ارائه شده به آن نگاه کنید و با نام های مختلف خصوصی بررسی شرکت هایی که بارگذاری استخدام کرده بود در گذشته است. جدید ترین آن PI شرکت به من گفته شد بنابر این یک اپوزیسیون شرکت تحقیقاتی اجرا شده توسط سابق سازمان سیا. این من وحشت زده و حتی بیشتر.

من می ترسید که بارگذاری خواهد ارسال یک محقق خصوصی برای شکستن به خانه من هم در حالی که من وجود دارد و یا در حالی که من بود. یکی دیگر از کارکنان سابق مورگان Richardson, توصیف یک تهدید آمیز حادثه با یک محقق که وارد آپارتمان او بدون اجازه او (Uber را تکذیب کرد که داخل آمد). اگر آنها این کار را به او آنچه را که به جلوگیری از آنها را از انجام آن برای من است ؟ اگر چه من فکر کسی که در حال حاضر به خانه من و من فقط نمی دانم ؟

عمیق درد ترور کاهش یافت و بیش از من به عنوان من آماده برای بدترین قسمت زندگی من شد. در ضمن من در حال رشد به طور فزاینده ای منزوی—من کار از خانه وجود دارد و تعداد بسیار کمی از مردم از من می تواند صحبت کردن در مورد چیزهایی که اتفاق می افتد شد; بیش از یک بار من و جلب اعتماد دوستان تنها به مکالمه ما parroted به من توسط یک خبرنگار چند روز بعد.

من احساس بیمار به معده من هر روز و تا به حال مشکل خواب. من می خواهم دروغ بیدار در وسط شب ، racking مغز من برای خاطرات هر معنی چیزی که من همیشه می خواهم گفت: هر اشتباه من تا کنون ساخته شده اشتباه هر چیزی که من می خواهم انجام هر دروغ خواهم گفت: هر کسی که من می خواهم همیشه صدمه دیده است. من خالی از سکنه شده توسط هر مبارزه و هر عصبانی پیام متنی هر معنی کلمه هر فروپاشی است. من بارها و بارها در سر من همه چیز من می گفت که می تواند اشتباه است که می تواند من را در نور بد و تضعیف اقتدار من ادعا می کند.

در زمان اضطراب و ترس و وحشت از آن آنقدر بد است که من حلقه به یک توپ بر روی زمین و گریه تا زمانی که من احساس بی حس. گاهی اوقات من می خواهم ایستاده در حمام ، آب را پوشش دهان من با دست و جیغ تا صدای من بود hoarse. بخشی از آنچه که احساس خیلی ترسناک بود اتفاقی از آن همه: من هرگز نمی دانستند چه در انتظار است. یک مرضی فکر کردم به من آرامش داد, اما, و این چیزی است که من به خودم گفتم هر بار که متوجه شدم کسی که پس از من و یا هر زمان که من هشدار داد در مورد تهدیدات احتمالی علیه زندگی من: اگر هر چیزی اتفاق افتاده است به من اگر من صدمه یا کشته و هر کس می دانید که دقیقا چه کسی مسئول بود.


سه سال گذشت از من منتشر شده که پست وبلاگ و به اشتراک گذاشتن داستان از آنچه که من تجربه کرده در حال بارگذاری. به استخدام شرکت سابق آمریکا دادستان کل اریک هولدر به بررسی فرهنگ آن است که در نهایت منجر به مدیر عامل شرکت تراویس Kalanick خروج—و تنها چند ماه بعد من داستان بخشی از یک جنبش آبخیزداری در برابر سوء رفتار جنسی. من هرگز نمی توانست پیش بینی تاثیر مثبت داستان من تا به حال در دره سیلیکون و در سراسر جهان و نه می تواند من را پیش بینی واکنش و ترور است که عزیزان من و من رو به دلیل آن است. و من خودم بارها که آیا من آن را انجام دهد همه را دوباره و دوباره اگر من واقعا می دانستم که چقدر بد بد بخشی از صحبت کردن خواهد بود.

برخی از روزها وقتی که من فکر می کنم در مورد تمام این, من آرزو می کنم من تا به حال به جلو آمده است. در برابر من می ترسم که اگر من می تواند دیده می شود که چگونه این تصمیم را تحت تاثیر قرار زندگی من را از طریق رفته با آن است. اما این امر شده اند انتخاب اشتباه. نوشتن این پست شد و درست به انجام این کار بدون در نظر گرفتن عواقب آن.

صحبت کردن می آید در هزینه شخصی. بودن whistleblower آسان نیست. آن است که نه پر زرق و برق و یا سرگرم کننده است. آن را خواهد شما را مرعوب و شما را بترساند و برای همیشه لطفا برای تغییر زندگی خود را در راه است که خواهد شد که فراتر از کنترل خود را. اما با وجود همه این درخشان نور در تاریکی چیزی که حق انجام دهد. در برخی موارد مانند خود من آن است که تنها راه برای ترک این جهان بهتر از شما آن را در بر داشت.

از خلاف کاران توسط سوزان فاولر می شود منتشر شده در فوریه 18 سال 2020 توسط وایکینگ یک اثر از انتشارات پنگوئن گروه تقسیم Penguin Random House LLC. کپی رایت © 2020 توسط سوزان Rigetti.

تماس با ما در [email protected]

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>